سخنی با خوانندگان
آلفرد نورث وایتهد جایی گفته بود: «تمام فلسفهی غرب چیزی جز حاشیهنویسی بر افلاطون نیست.» دربارهی کتابی که هماکنون در دست دارید نیز شاید بد نباشد بگویم: تمام بحثهای فلسفی در باب وجود خدا در این دو قرن اخیر، چیزی جز حاشیهنویسی بر کتاب گفتوگوها درباب دین طبیعی هیوم نبودهاند. دیوید هیوم با دقتی مثالزدنی به مفاهیمی چون نظم، طراح، طراحی، پیچیدگی، علت اول، واجبالوجود و مسئلهی شر پرداخته؛ و از کنار هیچکدام از مفاهیمی که به باور به خداوند مربوط میشوند، بهآسانی نگذشته است.
برای ترجمهی این کتاب، از هر ابزاری که در اختیار داشتم بهره گرفتم. شاید بتوان گفت این نخستین کتاب فلسفیست که ترجمهاش بهکمک هوش مصنوعی صورت گرفته است. در این دوران مدرن که فناوری با سرعتی سرسامآور پیش میرود، باید بکوشیم خود را با این شتاب همراه کنیم. سپاس ویژه دارم از سپهر و حمید عزیز، که با دقت، بخشهایی از کتاب را با متن اصلی مقابله کردند.
جا دارد که اعتراف کنم؛چیزی که بیش از هر چیز من را به ترجمه و تحلیل این کتاب سوق داد، ترجمهی جناب حمید اسکندری بود. سالها پیش، بهطور کاملاً اتفاقی، نسخهای از گفتوگوها درباب دین طبیعی را در کتابخانهای در شهر زیبای ساری دیدم. زمانی را صرف خواندن آن کردم، اما در آن سالها شناخت من از فلسفه بسیار اندک بود، از این رو چیز زیادی دستگیرم نشد. بعدها رفتهرفته هر بار که به این کتاب برگشتم، درک بهتری نسبت به متن هیوم پیدا کردم.
گذشته از ارزش عظیمِ ترجمهی جناب اسکندری که به سال ۱۳۸۸ بازمیگردد، باید بگویم فنی بودن ترجمهی ایشان، فهم متن را برای خواننده دشوار کرده بود. استفاده از واژگانی کم بسامد در جستارهای فلسفی، متن را برای مخاطب فارسیزبان کمتر قابل درک میکرد. حتی آن زمان، هنگامی که بخشهایی از متن را برای دوستان آشنا به فلسفه میفرستادم، اغلب آنها هم در درک آن دچار دشواری میشدند. با این همه، باید اعتراف کنم که اگر ترجمهی جناب اسکندری نبود، شاید هیچگاه دست به ترجمه و انتشار این کتاب نمیزدم. از این رو، اگر قوّتی در نسخهی فارسی حاضر یافتید، اعتبار آن بیشک به جناب اسکندری میرسد. چراکه تا حد ممکن، ترجمهی خود را با ترجمهی ایشان تطبیق دادم و در انتخاب واژگان، روش ایشان را الگو قرار دادم.
برای خوانندگانی که مشتاقاند هرچه بیشتر دربارهی الاهیات و براهین وجود خدا بدانند، در پایان هر فصل، تحلیلی مفصل از دیدگاه هیوم آوردهام. سعی کردهام نشان دهم که «حرف حساب» هیوم در هر فصل چیست. گاهی نیز چند فصل را که به موضوعی مشترک مربوط میشدند، یکجا تحلیل و تفسیر کردهام.
کتاب گفتوگوها درباب دین طبیعی بهصورت مکالمهای نوشته شده و خواننده در بسیاری از صفحات کتاب، با استدلالهایی از سوی یکی از مشارکتکنندگان در بحث روبهرو میشود که ممکن است در نگاه نخست منطقی و متقاعدکننده بهنظر برسند، اما در پاراگراف بعد، نقدی از زبان فردی دیگر میشنود که آن را واژگون میکند. از همینرو ممکن است گاه باعث سردرگمی شود یا صورتمسئله گم شود. پیشنهاد من به خوانندگان محترم این است: هرجا دچار تردید شدید، نخست فصل را یک مرتبه کامل بخوانید و بعد به سراغ تحلیلی بروید که در پایان آن فصل آوردهام. شاید کمک کند تا درک روشنتری حاصل شود.
و در پایان، به گمانم بیصداقتیست اگر نگاهم به مسئلهی خدا را پنهان کنم. من خداناباورم؛ و خوب میدانم که این بیخدایی، سایه افکنده بر تحلیلها و تأییدهایی که در این کتاب داشتم. بهعبارت دیگر، من با متن هیوم، نه از منظر یک مؤمن، بلکه از دیدگاه یک ملحد مواجه شدهام.
همچنین از جستارهای زیر در فرآیند ترجمه و تحلیل این اثر بسیار بهره گرفتم :
- Hume’s Dialogues Concerning Natural Religion, Andrew Pyle
- Dialogues Concerning Natural Religion in Focus, Stanley Tweyman
- Hume’s Dialogues Concerning Natural Religion – Reader’s Guide, Andrew Pyle
- کتاب هیوم، نوشتهی جی ای آیر
- گفتوگوها درباب دین طبیعی نوشته دیوید هیوم، ترجمه حمید اسکندری
- کاوشی در خصوص فهم بشری، نوشتهی دیوید هیوم، ترجمهی کاوه لاجوردی
اشکان بابادی(سال)
برلین، مه 2025